پارت_۱۶
4 خرداد · · خواندن 2 دقیقه صداش بیش از حد آشنا بود ولی تو اون شرایط نتونستم تشخیصش بدم. که دستش روی دهنم بود من رو به سمت در پشتی میکشید. در حال تقلا برای نجات بودم ولی زور من کجا ک زور اون کجا انقدر محکم دهنم رو گرفته بود که مطمعنم جای رد دستاش رو صورتم مونده.
در پشتی چون برای رفت آمد به جنگل بود نگهبان نداشت و خیلی راحت میتونست منو با خودش ببره.قفل کردم ینی میخواست با من چیکار کنه.
در رو با پاهاش بست و من رو همچنان میکشید. با صدای در ماشین به خودم اومدم پامو بالا آوردم و محکم روی پاش زدم. برای یک لحظه دستش شل شد. دستش رو از روی دهنم برداشتم برگشتم عقب و صورتشو دیدم. بلند داد زدم:
کککککمکککککک
هلم داد که سرم خورد به دیوار و گیج افتادم پایین
مرده:لعنتی الان که در رفتی ولی دفه دیگ تو چنگمی
سریع خودشو تو ماشین انداخت و گاز گرفت رفت.
مایع لزجی روی گردنم میریخت ک نشون میداد سرم آسیب جدی دیده.
میتونستم صدای آراد و خدمه عمارت رو تشخیص بدم ولی سرم انقدر تیر میکشید که توان تکون خوردن نداشتم فقط تونستم لحظه آخر آراد رو ببینم که به سمتم میدویید و بعدش دیگه هیچی یادم نیست.
سرم تیر بدی کشید و باعث شد از عالم بیخبری در بیام چشمام رو باز میکنم و اطراف رو نگاه میکنم تو اتاقم بودم. چرا انقدر سرم تیر میکشید. یکم به مغزم فشار آوردم و اتفاقاتی ک افتاده بود از جلوی چشمام رد شد.
جامو پیدا کردن نمیتونم دیگ حتی اینجا بمونم.
فوری از جام بلند میشم که چشم هام سیاهی میره و سرم تیر میکشه دستم رو از عسلی میگیرم تا به حالت عادی برگردم که دستم به لیوان روی میز میخوره ک میوفته. هم زمان با صدای افتادن لیوان صدای قدم هایی که به سمتم میاد رو میشنوم.
به سمت صدای قدم ها برمیگردم که آراد رو میبینم به سمتم میاد و دستم رو توی دستش میگیره:
حالت خوبه؟
بهش لبخند میزنم: خوبم
به سمت مبل های داخل اتاق میریم و کمکم میکنه دوی مبل بشینم و خودش کنارم جا میگیره.
لب میزنم: تونستی بفهمی کی بود؟